تبليغاتX
جنگل بی زمین - ققنوس آزادی . محمد مسعود سلامتی

جنگل بی زمین

 

 ققنوس آزادی۱

اشاره :  فاجعه کوی دانشگاه بزرگترین حادثه درتاریخ جنبش دانشجویی ایران چه قبل و چه بعد ازپیروزی انقلاب 57 است. گرچه گفته اند حوادث تاریخی را نمی توان درزمان خود مورد بررسی قرارداد واین چه بخاطرلزوم احاطه یافتن برکلیه زوایای پیدا و پنهان موضوع باشد وچه به سبب امکان طرح نظرات بدون نیازبه واهمه ازعواقب آن، که ازجهاتی نیزاین نکات دراین قضیه صادق است اما به علت فقدان یک روایت غیرحکومتی ازاین ماجراونیازبه این مهم نوشتارذیل که ماحصل تلاش های دانشجویی است راجهت نشر برگزیده ام . پرواضح است که این واقعه چون هررخداد مهم سیاسی نشات گرفته ازعلل وعوامل وپیش زمینه هایی بود که اگرنه بطورجامع اما برای تنویرافکارشمه ای اززمینه های جنبشی که متفاوت ازدیگرتحرکات دودهه اخیربود را قید می کنم. لازم به ذکراست گزارش واقعه کوی پس ازآنکه بدستمان رسید برای اولین باربطوراجمالی درروزنامه گزارش روزمنتشرشده بود و دلیل اجمال آن نیزعجله ای بود که در انتشاراین گزارش صورت گرفت . درواقع ازبیم اینکه هرآن روزنامه توقیف شود مانع ازپرداخت کافی آن گردید اما متن مفصل تربرای انتشاردرتیرماه سال 79 (دوماه پس ازتوقیف روزنامه) تحت عنوان" ققنوس آزادی" جهت اخذ مجوزانتشاربه وزارت ارشاد وقت سپرده شد . البته تاکنون که 6سال می گذرد ، خبری ازمجوزنشرنشد. متاسفانه به سبب به تاراج رفتن نسخ دیگرآن گزارش درحملات متعدد به دفترتشکل ومنازلمان اکنون صرفا با اتکا به متن روزنامه وبا تنقیح وملحقات آن به بازگویی می پردازم.

رخدادهای پیش از حادثه

4خرداد

درسالگرد میتینگ چهارم خرداد پارک لاله که با هجوم عناصرضد آزادی تجمع مسالمت آمیزبه تنش و درگیری شدید منجرشده بود جبهه متحد دانشجویی تصمیم گرفت مراسمی برگزارنماید. این باربه دلیل دراختیارداشتن نشریه(هویت خویش) امکان مناسب تری جهت پوشش خبری وتبلیغی دردست بود. مکان دانشگاه تهران درنظرگرفته شد. آنروزها نبض جریان دانشجویی درآنجا می زد. هویت خویش درشماره مورخ اول خرداد 78 بیانیه جبهه متحد دانشجویی را با عنوان میتینگ دانشجویان ومردم دردفاع اززندانیان سیاسی وعقیده امیرانتظام – کدیور ودفاع ازحریم دانشگاه ودانشجو منتشرکرد. دربخشی ازاین بیانیه آمده بود: "هنوزناله آزادی وآزادیخواهی ازکنج زندانها بگوش می رسد. هنوزاظهاراندیشه گناه نابخشودنی است....هنوزآثارچکمه های خشونت وتمامت خواهی جای جای این سرزمین ازعرصه علم ودانشگاه تاصفحات قلم وآوردگاه سخن مهرسکوت می نشانند وبا هجوم وحشیانه به حریم دانشگاه ، دانشجویان دانشگاه زاهدان رابا پنجه بوکس وچاقو مورد ضرب وشتم قرارمی دهند . باردیگرآزادی به مسلخ می رود یا به نام دین یا انگارتوطثه یاانگ بی بند وباری..."

 

درابتدا قراربود مهندس طبرزدی سخنران مراسم باشد اما به دلیل ممانعت ازورود وی به دانشگاه پرویزسفری طی سخنانی به دفاع ازحقوق شهروندی وحق آزادی بیان پرداخت. دراین مراسم که حدود دوهزارنفرحضورداشتند مخالفان آزادی سعی بسیار کردند تا مراسم را برهم زنند امابهرحال سخنرانی پایان یافت ووقتی محمد رضا کثرانی مشغول قرائت قطعنامه گردید شدت هجوم بیشترشد به نحویکه وی نتوانست قطعنامه را به پایان برد.اما برغم تشنج آفرینی ها نفس برگزاری مراسم برای گروهی که معروف بود اگرتصمیم به برگزاری مراسمی بگیرد درهرشرایطی به انجام خواهد رساند حائزاهمیت بود . فشارها تنها ازسوی گروه حرفه ای تشنج آفرین نبود بلکه حراست و شورایی از درون دانشگاه هم به کمک آمده بودند.

انجمن دانشجویی دانشگاه تهران ازگروههای تشکیل دهنده جبهه متحد دانشجویی دراعتراض به اعمال فشارشورایی موسوم به صدورمجوز دربیانیه ای که درروزنامه نشاط مورخ 8/4/78 منتشرشد آورده :" برگزارکنندگان میتینگ ازتشکلهای دانشجویی ودانشجویان دانشگاه تهران بودند که می خواستند درخانه خود صحبت کنند آیا اعضای شورای صدورمجوزنیزنمایندگان دانشجویان هستند یا ازحوزه وسایرمراکزاداری وامنیتی به دانشگاه مامورشده تاازفعالیت دانشجویان جلوگیری کنند؟"

 5 خرداد

جو اعتراضات دانشجویی هرروزبیش ازپیش شدت می یافت .فردای آنروز دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی دراعتراض به وضعیت حاکم برمدیریت دانشگاه وعدم توجه به خواسته های صنفی – سیاسی خود دست به تجمع وراهپیمایی زدند .آنها می خواستند بدانند که پولهای آنان ویارانه های دولتی ظرف 17 سال گذشته آیا صرف تجارت شده درحالیکه دانشجویان ازلحاظ رفاهی وامکانات آموزشی درمضیقه اند؟ اهمیت چنین اعتراض آن بود که تشکلهای خودجوش دراین دانشگاه هیچگونه امکان نشو ونما نداشت. تجمع 4 خرداد دانشگاه تهران و5 خرداد دانشگاه آزاد منجربه بازداشت شماری ازدانشجویان شد . دراعتراض به این موضوع جبهه متحد دانشجویی اولتیماتوم 5 روزه داد تا دانشجویان بازداشتی آزاد شوند واعلام کرد درصورت عدم آزادی آنان روز9 خرداد مجددا دردانشگاه تهران دست به میتینگ اعتراضی خواهد زد.

9خرداد

اینباراقدامات امنیتی تشدید شد دربهای ورودی دانشگاه تهران تحت کنترل درآمده ودرب اصلی دانشگاه بسته شده وبرآن زنجیرنهادند. خودروهای نیروی انتظامی مقابل درب اصلی دانشگاه صف کشیدند ومینی بوسهایشان درکوچه های اطراف مستقربودند. برغم پوشش مناسب واحد تبلیغات جبهه متحد که طی چند مرحله تا صبح روزمراسم انجام شد اماپیش از ظهر عواملی کلیه آثاردعوت به میتینگ را ازاطراف وداخل دانشگاه زدودند ودرمکان برگزاری نوشته بودند میتنیگ جبهه متحد برگزارنمی شود.آنها به این نتیجه رسیده بودند برگزارکنند گان به هرنحوی شده خود را به محل خواهند رساند پس باید کاری می کردند که جمعیت نتواند وارد شود تا خود بخود وبدون صرف هزینه مراسم منتفی شود. 

 

 

ققنوس آزادی۲

برغم اینها ما مصمم بودیم میتینگ درساعت مقرربرگزارگردد. به همراه شماری ازبرگزارکنندگان با ترفندی خاص وارد دانشگاه شدیم و(توانستیم یک بلند گو دستی رابداخل دانشگاه وارد کنیم) درجوی که بیم آن بود تا جملگی بازداشت شویم به محل مراسم که محوطه داخلی درب اصلی دانشگاه اعلام شده بود رفتیم. نیروی انتظامی ودیگرمامورین ازپشت درب جنوبی دانشگاه به نظاره مان نشسته بودند. برای کاستن از فضای ارعاب نوشته ای که مراسم را منتفی اعلام می کرد پاره کردیم وبدون استقرار جایگاه  با یک بلند گوی دستی که اکبرمحمدی دردست گرفته بود وآرایش شماری ازاعضای جبهه که نقش انتظامات مراسم داشتند مطالبی درخصوص سخنان رییس قوه قضاییه ومغایرت آن با آزادی بیان ولزوم آزادی بازداشت شدگان مطرح کردم.(تشریح مراسم درآخرین شماره هویت خویش که کلیه نسخ آن حتی ازخانه هامان نیزجمع آوری شده موجود است) جو رعب وتضییقات شدید موجب شد جمعیت کمتری نسبت به مراسم قبلی حاضر شوند اما برغم حضورنیروهای انتظامی وامنیتی که این بار تنهامشغول فیلم برداری بودند ازحضورگروه فشارخبری نبود واین دفعه هیچگونه درگیری رخ نداد . دانشجویان حاضر پس ازمراسم باشعارهایی برای آزادی زندانیان سیاسی ومحکوم کردن آپارتاید جنسی محوطه داخل دانشگاه راچند باردورزدند.

وقتی درپایان مراسم به دفتر برگشتیم برخی دوستان که لازم بود دردفتربمانند ازدیدن مان تعجب کردند چون درصدی هم احتمال نمی دادند ما بازداشت نشویم.

13 خرداد

چهارمین شماره ازنشریه هویت خویش بلافاصله پس ازانتشارتوقیف شد دراین شماره گزارشی تحت عنوان افشاگری پشت پرده انصارحزب الله و نیزبیانیه اتحادیه دانشجویان ودانش آموختگان تحت عنوان " راه حلی برای ساختارسیاسی آینده" منتشرشده بود. این بیانیه را بعنوان سرفصلی برای اعلام رسمی وعلنی جریان سوم سیاسی ایران دربرابردوجریان عمده حکومتی تحت عنوان محافظه کار واصلاح طلب باید قلمداد نمود. چه درشعبه 6 دادگاه انقلاب و چه روزها وشبهای تلخ زندان توحید بیشترین فشاری که قاضی وبازجوها برما وارد کردند بخاطر این بیانیه بود. نکته جالب توجه پس ازتوقیف نشریه اظهارات وزیرارشاد عطااله مهاجرانی بود که بجای دفاع ازحقوق مطبوعات نشریه مزبوررا مورد حمله قرارداد!  

26 خرداد

درجریان برگزاری مراسم بزرگداشت دکترشریعتی دردانشگاه علم وصنعت که به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه صورت گرفت یک سخنران به نام دکترعبدالحسینی دربخشی ازسخنانش مرجعیت وفقه شیعه رامورد انتقاد قرارداد. وی پس ازاین سخنرانی بازداشت وبه حکم دادگاه انقلاب به 18 ماه زندان محکوم شد.

27 خرداد 

حسین کاشانی مدیرمسوول وحشمت اله طبرزدی سردبیرهویت خویش به حکم شعبه 6 دادگاه انقلاب بازداشت شدند. آنان به فاصله چند روزبکی بعد ازدیگری ابتدا به دادگاه احضاروسپس روانه زندان شدند.

5 تیرماه

چهارتن ازاعضای شورای مرکزی اتحادیه دانشجویان ودانش آموختگان به شعبه 6 دادگاه انقلاب (شعبه امنیت) احضارشدند مشخص بود که سرنوشت مدیرمسوول وسردبیر برای این اعضای تحریریه نشریه نیزدرپیش است . این چهارنفر روزقبل ازدادگاه با برگزاری یک مصاحبه درجمع خبرنگاران اعلام کردند که آماده اند به زندان بروند. روزبعد با ساک به نشانه عزم رفتن به زندان وبه همراه وکیل خود زنده یاد سفری به دادگاه رفتند . پس از5 ساعت بازجویی درمیان بهت این افراد،  باقراروجه التزام 80 میلیون ریال وتعهد عدم خروج ازحوزه قضایی تهران آزاد شدند.آنروزها بعد ازبازداشت کدیور، کرباسچی ، عبداله نوری وطبرزدی نشریه امید جوان تیتری زده بود که بسیارجلب توجه می کرد به نحویکه قاضی(حقانی) نیزتحت تاثیرآن تیترگفته بود شما درنظردارید حکم زندان برایتان بنویسم تا بازروزنامه ها تیترکنند نفرپنجم وششم ... هم به زندان رفتند!! اما این مانورقضایی به این معنا نبود که قاضی ازگناه نابخشودنی مان صرف نظر کرده بلکه یک ماه بعد زمانی که من درتوحید بودم وخانواده ام دربی خبری کامل ازسرنوشتم جرمم را ازدست اندرکاران شعبه 26 پرسش می کردند(ازآنزمان به بعد تمرکزپرونده های دانشجویی به شعبه 26 ونزد قاضی حداد سپرده شده بود) به آنها گفته بودند که فرزندتان دربرابرقاضی ایستاده است وبعدها وقتی این موضوع رابه من گفتند من دریافتم که درمنطق اینان پاسخ گفتن به اتهامات هم جرم است ومتهم تنها وتنها یک تکلیف دارد. ندامت!

8 تیرماه

جبهه متحد دانشجویی خواستاربرگزاری میتینگ درپارک لاله درجهت آزادی طبرزدی وکاشانی شد. دراین ایام خیابانهای تهران بویژه  اطراف دانشگاه تهران مملو ازشعارنویسی برای آزادی طبرزدی بود. شعارهایی ازقبیل : طبرزدی را ازبیدادگاه تحجررها کنید. طبرزدی زندانی دو نظام . طبرزدی مبارزآزاد باید گردد و ...

13 تیر

درپی مخالفت صریح وزارت کشورازبرگزاری تجمع درپارک لاله جبهه متحد دانشجویی ازدانشجویان دعوت نمود روز15 تیردربرابردفترنمایندگی سازمان ملل درتهران دست به تحصن زنند. مسوولین وزارت کشوربرای اولین بارراسا با دفتراتحادیه تماس برقرارنموده وخواهان لغو این تحصن شدند. اینکه تشکلی دراعلام نارضایتی خود ازرویکردهای حکومت به یک مجمع بین المللی شکایت برد اقدامی بود که تازگی داشت ودرآن سالها گروهی بدان مبادرت نکرده بود. ازاین رو حساسیت فراوانی دراین رابطه نشان داده شد.

15 تیر

به منظورآخرین تلاشها دراقدامی بی سابقه مسوولین امنیتی طبرزدی را واداربه تماس اززندان به دفتراتحادیه دانشجویان ودانش آموختگان نمودند تا مانع ازتجمع شود اما طبرزدی درمکالمه ای  کوتاه تنها اعلام کرداگرتصورمی کنید زیان این تجمع بیش ازنفع آن است خودداری کنید. موضوع درشورا ی عمومی مطرح شد وپس ازطرح جوانب امررای گیری بعمل آمد اکثریت خواستاربرگزاری تحصن شدند. وزارت کشوردرتماسی باردیگرتقاضای لغو مراسم نمود برای اینکه امتیازی بگیریم به آنان گفته شد اگربیانیه ای که به این مناسبت صادرمی شود ازاخبارساعت 14 رادیو پخش شود ما این تقاضا را می پذیریم . مسوول مذاکره کننده ازوزارت کشور گقت باید موضوع را با مقام بالاتر درمیان نهد و....چون تا دقایقی قبل ازساعت 14 پاسخی به ما نرسید دانشجویان روانه محل تحصن شدند. خیابان قاثم مقام فراهانی (محلی که آنزمان دفترنمایندگی سازمان ملل درآن مستفربود) مملو ازنیروهای انصارو نیروی انتظامی بود. وعبورومروربه شدت کنترل می شد. ما دردسته های پراکنده خودرا به محل رساندیم به محض تجمع اولین گروه دربرابر دفتر، نیروی انتظامی اقدام به بازداشت ما نمود.

 

 

 

ققنوس آزادی۳

16 تیر

بازداشت شدگان تحصن دربرابردفترنمایندگی سازمان ملل پس از24 ساعت بازداشت وبازجویی دربازداشتگاه نیروی انتظامی واقع درمیدان توپخانه روانه دادگاه شدند. بازداشتی ها را ابتدا به دادگاه انقلاب بردند اما پس ازسلب مسوولیت آن دادگاه به شعبه عمومی ارجاع گردیده ودرحالیکه یک محاکمه دسته جمعی وبیشترشبیه به یک مراسم پرسش وپاسخ بود جملگی باقراروثیقه آزاد شدیم.

17 تیر

درپی چاپ نامه سعید امامی وطرحی که وی درخصوص کنترل مطبوعات مطرح کرده بود روزنامه سلام توقیف شد.

استارت حادثه

 (لازم می دانم تاکید مجدد نمایم که آنچه درادامه شرح واقعه  را می خوانید به قلم من نبوده وتنها به منقح نمودن آن پرداختم)

پنجشنبه 17 تیرماه

صبح اول وقت خبردرمطبوعات ورادیو تلویزیون اعلام شد. اما تاشبانگاه واکنش جدی ازجایی بگوش نرسید.

 

ساعت 5/10 شب است ، گروهی ازدانشجویان به عنوان حمایت ازروزنامه سلام ونیزمحکومیت طرح محدودیت مطبوعات درکوی به راه می افتند.عده شان کم کم اضافه می شود و موقعی که جلو درکوی می رسند حدود200 نفرند. علیه توقیف سلام شعار میدهند و درشعارها این کاررا نیزبخشی ازطرح سعید امامی می دانند.جمعیت به مقابل درب کوی پسران می رسد وازدرب اصلی خارج می شود . این واقعه چندان غیرمعمول نیست .خیابان کارگرشمالی (امیرآباد) ازتقاطع جلال آل احمد به بالا، بارها درحوادث مختلف سیاسی ، اجتماعی وصنفی شاهد چنین منظره ای بوده است وهرباربدون مشکل خاصی غائله ختم شده است . دانشجویان درحال شعاردادن ازخیابان پایین می آیند وبارسیدن به بزرگراه به سوی کوی برمی گردند. حالا دیگرجمعه 18 تیرماه است.

مقابل درب کوی می رسند نیروی ضد شورش ازدورپیدا می شود . قبلا چنین اتفاقی نیفتاده بود. دانشجویان ساعت 5/1 صبح قطعنامه راهپیمائی را می خوانند و خواستاررفع توقیف سلام وعدم تصویب طرح اصلاح مطبوعات می شوند وبعد اکثرشان می روند که بخوابند ولی حضورنیروی ضد شورش که چند ده متردورترایستاده اند وحالا عده ای با لباس شخصی به آنها پیوسته اند باعث می شود 60-50 نفرازدانشجویان درمحل بمانند.

شروع درگیری

هیچکدام ازجایشان تکان نمی خورند . بچه ها شروع می کنند به شعاردادن علیه توقیف سلام وبرای آزادی مطبوعات، نیروی ضد شورش به سمت دانشجویان حرکت می کند دانشجویان به خیال دفاع به سوی آنها سنگ می اندازند وافرادی که با لباس شخصی همراه نیروی انتظامی اند به سنگ اندازی جواب می دهند . چند خودرو پرازافراد نیروی انتظامی به طرف شمال خیابان حرکت می کنند ازوسط دانشجویان رد می شوند ودورازدید آنها متوقف می گردند اما کمترکسی متوجه می شود که هنگام برگشت خودروها خالی هستند . درحالی که بچه ها نگران پایین خیابان هستند همین سربازان پیاده شده ازبالای خیابان دانشجویان را غافلگیرمی کنند . سنگ پرانی ها و درگیری های پراکنده تا 4 صبح ادامه پیدا می کند دراین فاصله یک نفرازسربازان نیروی انتظامی توسطدانشجویان به گروگان گرفته می شود اما با پادرمیانی دکترکوهی سرپرست کوی دانشگاه که ازابتدای غائله به عنوان میانجی بین طرفین دررفت وآمد است ظرف چند دقیقه آزاد می شود.

یک خودروی نیروی انتظامی دراین هنگام به دانشجویان هشدارمی دهد که به داخل کوی بروند وگرنه باید منتظر واکنش باشند. چندین خودروی  نیروی انتظامی به طرف دانشجویان حرکت می کنن دانشجویان عقب نشینی کرده وارد کوی می شوند وبه خیال اینکه همه چیزتمام شده به طرف خوابگاه های خود حرکت می کنند تا بخوابند .

اتفاق باورنکردنی

اما نیروی انتطامی همراه همان افراد خاص که ظاهری شبیه به هم دارند پیراهنهای سفید روی شلوار ریش و با توم به  دست به حرکت  به سوی خوابگاه ادامه داده وارد آن می شوند . مذاکرات دکترکوهی با فرمانده نیروی انتظامی حاضر درمحل به جایی نمی رسد و خود او و دکترسلیمانی معاون دانشجویی دانشگاه تهران به نحو زننده ای دستگیرمی شوند.

دانشجویان بهت زده می گریزند یک ازدانشجویان بسیجی سعی می کند ما نع شود ولی فرمانده با این جمله که "ماازدانشجو متنفریم" اورا کنارمی زند . ازاینجا به بعد ماجرا به سادگی توصیف کردنی نیست.

 

 

 

 

ققنوس آزادی۴

 

نیروی انتظامی وهمراهانش که دانشجویان آنهاراانصارحزب الله می خوانند ابتدا به مسجد کوی که دم دست است حمله می کنند. عده ای شیشه های مسجد راباضربات باتوم می شکنند ووارد می شوند . دانشجویان نمازگزاررا درحضورامام جماعت کوی به شدت زیرضربات باتوم ومشت ولگد می گیرند. دانشجویان بهت زده کتک می خورند . عده ای را پس ازکتک زدن ازکوی خارج و سوارخودرو های نیروی انتظامی می کنند درحالیکه ساختمانهای 14- 15-18-19- 20-21و22 یکی پس ازدیگری موردهجوم قرارمی گیرند موج دیگری ازلباس شخصی ها ازدرجنوبی حمله می کنند . رعب ووحشت صدای خرد کردن شیشه ها ، صدای چکمه ها ، شکستن ، نابود کردن وسایل هرساختمان (یخچال ، تلفن ، تلویزیون، کامپیوترو...)

 درراهروها دراتاقها را با باتوم ولگد می شکستند ودرحالی که دشنامهای بسیاررکیک سرمی دهند وارداتاقها می شوند. دانشجویان ازهمه جا بی خبررا می زنند ووسایل اتاق راکاملا نابود می کنند .آنچه بردنی است مثل پول ، ساعت وماشین حساب می برند. دانشجویان را که زیرضربات مشت ولگد و باتوم وپنجه بوکس زخمی شده اند به داخل ماشین ها می برند . بیچاره طبقه بالاییها! درطول راه پله باتوم بدست ایستاده اند ودرتمام طول مسیربی رحمانه دانشجویان را می زنند . دانشجویان سرشان را میان دودست می گیرند تاازاین دالان وحشت عبورکنند. استخوانهای ساعد خیلی ها براثرضربات می شکند . چندین اتاق به آتش کشیده می شوند. دانشجویان ساختمان 22 تصمیم به مقاومت می گیرند ومیزها را درجلوی درب می گذارند اما مهاجمان هیچ مقاومتی را برنمی تابند. یکی ازمهاجمان که می بیند ورود مشکل است فریاد می زند " به امام حسین اگردرو بازنکنید میآم تو همه تون رو مثل سگ می کشم" تهدیدش جدی است ، دربازمی شود ، بازشدن درهمان وزیرضربات باتوم ومشت ولگد له شدن همان ، درحال کتک زدن دشنام می دهند ومی گویند کجاست خاتمی تابه دادتان برسد؟ درساختمان 22 یکی ازبچه ها را ازطبقه سوم به پایین پرت می کنند و فریاد می زنند " یا حسین قبول کن"! دربعضی ازساختمانها به خود زحمت ورود هم نمی دهند ازسوراخی که با باتوم روی درب اتاق درست کردند گازاشک آورمی اندازند وبچه ها که با احساس خفگی خارج می شوندرا می زنند ومی برند. یکی ازبچه ها که خوابیده با یک ضربه باتوم که به سرش می خورد بیدارمی شود ومی بیند قردی بالای سرش ایستاده داد می زند " آزادی اندیشه می خواهی ها ؟!" و اورا می زند ، کف اتاقها وراهروها پرازخورده شیشه و خون است. 

کم کم سپیده دم 18 تیرطلوع خونین کوی ، مهاجمان به خوابگاه خارجیها ، ساختمان 23 هم حمله می کنند و اگر قیافه ساکنان  خیلی خارجی باشد(!) مثل سیاهپوستها تنها پاسپورتها را می بینند وپولها را که اکثرا دلاراست می برند. اما دربعضی اتاقها مثل اتاق پاکستانی ها وهندی ها رفتارشان چندان تفاوتی با هموطنانشان ندارد. " شیعه ای یا سنی ؟" سوالی است که بعضی دانشجویان دربرابرش مبهوت می مانند!

تجدید قوا

ساعت 5/5 است مهاجمان کم کم می روند و فضای درگیری آرامترمی شود تمام کوی را گازاشک آورگرفته است. دورتادورمیدان مرکزی کوی زخمی ها ناله می کنند . بچه ها سعی می کنند زخمی ها را دست کم به بیمارستا ن بفرستند اما هنوزبیرون کوی پراز نیروی ضد شورش و شبه نظامیها ست . درساختمان 14 گویا سه نفرازنیرهای انتظامی ویکی ازشبه نظامی ها (لباس شخصی ها ) موفق نشده اند به همراه بقیه بیرون روند و توسط عده ای ازدانشجویان دستگیرشده اند آنها را دریک اتاق به عنوان مدرک نگاه داشته اند . عده ای از دانشجویان خشمگین می خواهند به آنان حمله کنند که اگرچنین شود بعید است چیزی ازاین چهارنفر باقی بماند . درمقابل ، چند دانشجو نیز دستهایشان را جلوی اتاق آنها به هم زنجیر کرده اند تا آسیبی به این افراد نرسد . هرچند خود نیز از ضربات دانشجویانی که تلاش می کنند وارد اتاق شوند بی نصیب نمی مانند . دستگیرشدگان ازوحشت گریه می کنند ومرتبا اظهار می کنند کسی را کتک نزده اند.

بعضی از دانشجویان در راه فرارازکوچه های اطراف باز با مهاجمان ( لباس شخصیه درگیر می شوند ) بعد از مدتی درهای خانه ها به روی این بچه ها باز می شوند ومردم محله امیرآباد تا صبح به آنها پناه می دهند.

کافی نبود (حمله دوم)

اما گویا هنوز کافی نیست نیروی انتظامی و بقیه مهاجمان دوباره حمله می کنند واین بار درروشنای روز و چه بهانه ای بهتر از نجات گروگانها ؟! باردیگردانشجویان پس ازاندکی مقاومت می گریزند. بازغارت وضرب و شتم وفحاشی ... بچه ها خودشان آن چهارنفررا آزاد می کنند  اما محافظان کتک کاری می شوند . دیگر هر کس را سرراهشان قرار می گیرد می برند ، حتی بعضی کسانی که برای تماشا ایستاده اند .

حدود ساعت 8 صبح مهاجمان کوی را تر ک می کنند یک ساعت بعد در خیابا ن کارگر شمالی که ازاین پس دانشجویا ن آن را خیابان 18 تیر می نامند . رفت و آمد عادی جریا ن دارد! اما آن سوی نرده ها سکوت مرگ ، بهت و گریه وبغض و کینه برکوی حاکم است . زخمیان را به بیمارستان شریعتی می رسانند. خیلی ها را (می گویند 500 تا 1000نفر) را برده اند، معلوم نیست به کجا همه گیج و بهت زده اند. نمی دانند چه باید بکنند.

ساعت 10 صبح است ، خبربه صورت پرکنده در شهر پخش شد ه است . بازماندگان حادثه بغض آلود و خشمگین درکنارحوض مرکزی کوی جمع می شوند . بچه های دانشگاه اولین گردهمایی را تشکیل می دهند . یکی ازبچه های دانشکده فنی بالای نیمکت می رود وحنجره جمعیت می شود . سخنش گریه آلود وخشمگین است ، پیشنهاد می کند بچه ها دورهم جمع شوند وپس ازیک راهپیمایی داخل کوی وجمع کردن بقیه دانشجویان درجلوی مسجد تحصن کنند، بچه ها با فریاد می پذیرند ازبین جمعیت 10 نفر به عنوان انتظامات انتخاب می شوند . با پیشنهاد یکی دیگر از دانشجویان ( درحالی که خودش شعارمی دهد) بچه ها به سوی کوی پزشکی راه می افتند تا دانشجویان پزشکی رانیزباخود همراه کنند . جلوی درخوابگاه پزشکی یک نفرازبچه ها ی بسیج سعی میکند جلو ی ورود رابگیرد وبا شعا ر" عزا ، عزاست امروز، روزعزاست امروز" و" دانشجو ، دانشجوی ، اتحاد " " پزشکی ، پزشکی ، اتحاد ، اتحاد" وارد کوی پزشکی می شوند آرام آرام ، دانشجویان پزشکی یکی یکی خواب آلود سرشان را ازپنجره بیرون می آورند . تاببینند چه شده ...
 
 
 
ققنوس آزادی۵
 

این سند جنایت فاشیسم است

یکی از بچه ها سخنرانی می کند و به طور خلاصه ماوقع را شرح می دهد و ازهمه درخواست می کند با هم اعتراض کنند وگرنه فردا نوبت خودشان خواهد بود. جمعیت لحظه به لحظه افزوده می گردد .افراد جدید ابتدا باورنمی کنند. اما وقتی صحبتهای بچه ها را می شنوند با حیرت به سوی محل فاجعه می روند تا خود ببیند. آنجا همه چیزگویاست. بردیوارها با خون نوشته شده:" این سند جنایت فاشیسم است." یا " به بوسنی خوش آمدید!" یا" چنگیزآسوده بخواب(...) بیداراست" و... جمعیت بغض آلود به سوی درب کوی می رود. حالا دیگرجمعیت خیلی زیاد شده است عده ای ازبچه ها با فریاد همه را به تحصن درداخل کوی می خوانند. اما بچه ها خمشگین وداغند. آنچه دیده اند ، جای هیچگونه تاملی باقی نگذاشته است.

ماندن یا رفتن

ازهمین جا دودسته می شوند . عده ای همه رابه داخل می خوانند و عده ای نیزخواستاربیرون رفتن هستند تا صدای دادخواهی خو د را به گوش مردم برسانند. خبرمی رسد که کوچه روبروپرازنیروهای ضد شورش است. این خبرهم هیچ تاثیری درفوران آتشفشان ستم سوزی ندارد. دانشجویان فریاد می زنند ازمردن ترسی نداریم . کشمکش بر سر ماند ن و رفتن تا ساعت 12 به نفع ماندن ادامه دارد . اما شوربرشوریدن برظلم لحظه به لحظه اوج می گیرد .اهمیت  اطلاع رسانی رخ می نماید.  بازارشایعات داغ است . واقعا چند نفر کشته شده اند؟؟رسانه های داخلی چه اصلاح طلب چه محافظه کاردراین مورد متفق چشمها را بسته اند. برخی تشکلهای دانشجویی سکوت کرده اند اما برخی اعضای جبهه متحد دانشجویی که در مطبوعات داخل برویشان بسته است در مصاحبه با رسانه های فارسی زبان بین المللی ازتعداد کشته ها سخن می گویند. این سخنان تکذیب می شود( نشریه چشم اندازتنها6سال پس ازآن تابستان خونبار لب گشود وتایید کرد آن گفته های دانشجویان را که به جرم افشای جنایت رخ داده درکوی شبهای سیاه تابستان 78 را درزندان - کمیته مشترک ضد خرابکاری رژیم سابق – وزندان توحید جمهوری اسلامی سرکردند. چشم اندازازقول امینی زاده یکی ازاعضای تحکیم وحدت چنین می نویسد: آقای صدرالاسلام معاون نیروی انتظامی بود ما با ایشان جلسه ای داشتیم وایشان به ما گفت 8 نفرکشته شده واسامی ما را تایید کرد. )

دراین هنگام دستگیرشدگانی که ازخانواده شهدا هستند سرمی رسند . ازکتکهایی که خورده اند وتوهینهایی که شنیده اند ، سخنها می گویند. جدال برسرماندن ورفتن شدت می یابد .کم کم رفت وآمد عادی درخیابان براثر ازدحام دانشجویان در داخل وجلوی درب اصلی به هم می خورد . دانشجویان از داخل کوی به شدت علیه نیروی انتظامی شعار می دهند . مردم تازه می فهمند که خبرهایی هست سرانجام براثر فشارجمعیت ، مدافعان ماندن در کوی تسلیم می شوند . درب می شکند وجمعیت باشعارهای تند بیرون می ریزند اما ازجلوی درب دورنمی شوند چراکه بلافاصله نیروهای ضد شورش ازکوچه های روبرو بیرون می آیند ودرچند ده متری صف می بندند . بچه هادررثای دانشجویان مفقود برضد نیروهای مستقرو صدا وسیمای لاریجانی شعارمی دهند همچنین فریاد " یامرگ یا آزادی " طنین اندازاست. وقت نمازظهر عده ای با پهن کردن فرش درداخل کوی سعی می کنند دانشجویان را به داخل بکشانند اما دانشجویان بیرون کوی بافریاد خواستارنمازخواندن دربیرون می شوند وفرشها را یکی یکی به بیرون کوی منتقل می کنند. ازاین زمان به بعد خبرنگاران هم بین جمعیت هستند . بچه ها دورآنها جمع شده اند ودردآلود ماجرا را تعریف می کنند .

برخورد دانشجویان با خبرنگاران برحسب آنکه ازکدام روزنامه هستند ، متفاوت است. معدودی ازدخترها ، حدود 10 تا 15 نفر که نیم ساعتی است به جمع پیوسته اند درنمازشرکت می کنند آنها می گویند که درب خوابگاه فاطمیه بسته شده واجازه نمی دهند دختران دانشجو به بقیه بپیوندند. عده ای ازبچه ها برای آنکه توسط نیروهای اطلاعاتی و انتظامی شناخته نشوند صورتهایشان را با پارچه پوشانده وشبیه چریکها شد ه اند.

جنگ وگریزبامهاجمان

خبرمی آورند که پس از پایا ن نمازجمعه چندین وانت پرازلباس شخصی ها – که ازساعت 8 صبح دیگر پیدایشان نیست – به این سمت حرکت کرده اند . بچه ها برای دفاع تدارک می بینند . بعضی دانشجویان به ویژه اعضای انجمن اسلامی سعی می کنند ازجوالتهاب بکاهند. اما دربرابر فریادهای بازدارنده آنها بقیه مشغول آماده کردن سنگ ، چوب و.. هستند. دونفرازدانشجویان یک جعبه نوشابه ازیکی ازساختمانهای شمالی بیرون می آورند: " می خواهیم کوکتل مولوتوف درست کنیم تا ازخودمان دفاع کنیم!" پیراهن سفیدها حدود ساعت 2 سرمی رسند. چندین وانت و تعدادی موتور سیکلت پرا زنیروهای معروف به انصار به نیروی انتظامی ملحق می شوند . آنها درحالی که چوب بالای سرمی گردانند فریاد " مرگ برمنافق" و " حزب اله ماشااله " سرمی دهند بلافاصله به دانشجویان حمله می کنند . بچه ها که هنوزجزسنگ چیزی ندارند  با صورتهای پوشیده این تنها اسلحه را پرتاب می کنند و به داخل کوی عقب می نشینند . دانشجویان به سرعت می گریزند و شبه نظامیان آنها را تامیدان مرکزی کوی تعقیب می کنند . بعضی مهاجمان بی سیم به دست دارند. اما نیروی انتظامی داخل نمی شوند وجلوی درکوی صف می بندند. ناگهان صدای شلیک یک تیربه سروصدای مهاجمان ومدافعان اضافه می شود. یک پسر14- 15 ساله ازمهاجمان که کلت دردست دارد وآن را به طرف یکی ازدانشجویان نشانه رفته وشلیک کرده ! خوشبختانه گلوله به اواصابت نکرده است. چندین نفرازدوطرف دراثر پرتاب سنگ زخمی شده اند . دانشجویان پس ازهماهنگی نسبی با یک هجوم ناگهانی به سوی مهاجمان حمله می کنند وآنها را واداربه عقب نشینی می کنند . مهاجمان به سرعت ازدرب کوی خارج می شوند وپشت سرنیروهای ضد شورش که با سپر وکلاهخود مقابل درب کوی صف کشیده اند سنگرمی گیرند. دانشجویان خشمگین به پرتاب سنگ ادامه می دهند این بارسنگها تنها به سپرنیروهای ضد شورش برخورد می کند...

 

 

ققنوس آزادی ۶

 

مسوولان ازراه می رسند!

ورود دونفر زیرباران سنگ بچه ها فضا را اندکی آرام می کند . کم کم به بچه ها معرفی می شوند حق شناس معاون سیاسی – اجتماعی وزارت کشور و گویا فرماندارتهران . بچه ها آنها را دوره می کنند ، هرکس می خواهد واقعه را تعریف کند وتوضیح بشنود. اوبین بچه ها تحت فشاراست بدون اینکه بگذارند کلمه ای سخن بگوید، سنگ پرانی متوقف می شود . حق شناس را به سمت ساختمانهاکه خود گویای همه چیزند هدایت می کنند .اوبه دانشجویان که پشت سرهم ازاو سووال می کنند پاسخی نمی گوید ، چهره اش بیانگرهمه چیزاست.

نیروهای ضد شورش عقب رفته ودرصد متری درب کوی بالا وپایین خیابان رابسته اند .شبه نظامیان هم همراهشان هستند وحتی گاهی آنها هستند که به نیروی انتظامی دستورمی دهند . مسوولان یکی یکی ازراه می رسند .کوی دانشگاه تابه حال این همه مقامات مملکتی به خود ندیده است! درتمام مدتی که مسوولان می آیند ومی روند یک شعارثابت شنیده می شود" ما منتظرخاتمی هستیم" اما خاتمی نه تنهاجوابی به فریاد دادخواهی دانشجویان نمی دهد بلکه تا روزهای پایانی نظاره گرسرکوب می ماند وحتی آنچه  که روزسه شنبه 22 تیرازصفحه تلویزیون بیان می کند متضمن نکاتی بس قابل تامل است. اما اوپیش ازاین نیزسخنان مشفقانه دانشجویان را نادیده گرفته بود وقتی که متحصنین دربرابردفترنمایندگی سازمان ملل درتهران روز 15 تیرماه طی بیانیه ای خطاب به وی خواسته بودند اکنون که حمایت ملت را دارد دراجرای شعارهای خود ازاین پشتوانه ذیقیمت بهره برد چرا که فردا وقتی ملت ازاو دلسرد شدند اگربخواهد هم دیگرنخواهد توانست جبران مافات کند.

ازاولین مسوولین که به کوی می آیند خانم کروبی ، خانم وسمقی وخانم فائزه هاشمی هستند. دونفراول خیال سخنرانی ندارند تنها ساختمان رامی بینند وگرد حیرت وتاسف برچهره شان می نشیند خانم هاشمی سعی می کند برای دانشجویان سخنرانی کند اما دانشجویان اورا نمی پذیرند.

خوش خوشک خبرنگاران وفیلمبرداران صداوسیما ازراه می رسند. دانشجویان به شدت با ورود آنها مخالفت می کنند .یکی ازخبرنگاران که با دانشجویان وارد مذاکره شده می گوید ؛ اجازه پخش به او مربوط نیست وقول می دهد تصاویرواخبارراروی تلکس خبرگزاری بفرستد واگرموفق به این کارهم نشود، لااقل این فیلم در آرشیو تلویزیون باقی می ماند. بچه ها با هم مشورت می کنند و می پذیرند آنها مشغول فیلمبرداری ومصاحبه می شوند . بچه ها ناراحت وعصبانی وقایع راشرح می دهند. گاه به کارکنان صدا وسیما پرخاش می کنند بعد ازحدود دو ساعت تهیه گزارش وقتی خبرنگارمی پرسد: ممکن است مهاجمان دانشجو باشند ؟ دانشجویان برمی آشوبند وجو علیه خبرنگارداغ می شود. هیات دانشجویی همراه ازگروه گزارشگرمی خواهد کوی را ترک کنند . ساعت حدود 5عصراست. درگیری ها ی پراکنده کماکان ادامه دارد وکم کم بالا می گیرد. نیروی انتظامی گازاشک آورپرتاب می کند وبچه ها با اولین کوکتل مولوتوف ها بدان پاسخ می گویند. دانشجویان یکی ازیخچالهایی را که دیشب کاملا شکسته وداغان شده بود را به وسط خیابان کارگر( 18 تیر) می آورند وآتش می زنند .

با ورود هرمسوولی آتش بس می شود وپس ازمدتی دوباره درگیری ادامه می یابد. وزیر کشور، وزیر آموزش عالی ، وزیر بهداشت ، رییس دبیرخانه شورای امنیت ملی و قائم مقام وزارت اطلاعات ازراه می رسند.

مسوولان دانشگاه تهران ازجمله معاون آموزشی وپژوهشی ازحدود سه ساعت پیش درمیان دانشجویان هستند وبا آنان همدردی می کنند .طبیعی است که امتحانات هفته آینده توسط مسوولان دانشگاه لغو می شود. عده ای حدود صد نفرازدخترها وهمین تعداد ازپسرها که با شعاربرادردانشجو حمایتت می کنیم. ازخوابگاه شمالی (خوابگاه دختران وعلوم پزشکی ) درمقابل درب کوی علوم پزشکی تجمع کرده اند. برای ملحق شدن به دانشجویان پایین با ممانعت نیروی انتظامی مواجه می شوند. درنتیجه وارد خوابگاه های علوم پزشکی می شوند تا ازآن طریق خود را به پایین برسانند. باوجودی که بسیاری ازدانشجویان پزشکی درمراکزدرگیریها حضوردارند محوطه خوابگاه علوم پزشکی آرام است . جمعیت بالا نیزسرانجام به درب پایین می رسند.

موسوی لاری تازه ازراه رسیده ودربرابرخوابگاه 14مشغول سخنرانی است. دراین سخنرانی نیزمانند بقیه سخنرانی ها بچه ها تنها تا جایی که سخنران به محکوم کردن واقعه وبیان عمق فاجعه می پردازد به او اجازه سخنرانی می دهند وبه محض آن که به نظر برسد سخنران قصد توجیه کردن یا آرام کردن جمع را دارد دانشجویان اورا ازتریبون پایین می آورند. موقع سخنرانی موسوی لاری ناگهان فریاد " لاری ، لاری ، استعفا – استعفا" عده ای را با خود همراه می کند . گرچه بعضی دانشجویان عقیده دارند وزیرکشورباید دراعتراض به عملکرد گروههای فشاراستعفا کند اما سردادن این شعارکمی عجیب به نظر می رسد.

چون داخل کوی بلند گو وجود ندارد ، وزیر بیرون  می رود وبا استفاده ازبلندگوی یک ماشین نیروی انتظامی درحالی که دانشجویان آن را محاصره کرد ه اند به سخنرانی ادامه می دهد. شیشه ماشین قبلا دراثربرخورد سنگ شکسته است. بچه ها ازوزیر می خواهند که برای آرام شدن اوضاع لباس شخصی ها ونیروهای ضد شورش راازآنجا ببرد. وزیردربرابرچشمان بچه ها با تلفن همراه با فرمانده نیروی انتظامی تماس می گیرد ولی پس ازچند لحظه مستاصل می گوید : متاسفانه به حرف من گوش نمی دهند. همه بلند می خندند. بازمقامات دیگرازراه می رسند. مجید انصاری نماینده مجلس وتاج زاده معاون وزارت کشورسواربرموتور. همه پس ازدیدن ساختمانها( البته تحت فشاردانشجویانی که می خواهند با آنها صحبت کنند ) به مسجد کوی می روند ودرآنجا با حضور عده زیادی ازدانشجویان سخنرانی ، پرسش وپاسخ وتریبون آزاد برگزار می شود. دانشجویان پشت تریبون مستقیما مقامات بالای کشوررا مورد خطاب قرار می دهند . گروههای فشار را زیرسوال می برند ومی پرسند چه کسی ازآنها حمایت می کند؟

 

 

 

ققنوس آزادی ۷

 

سرانجام دکترکوهی مسوول کوی که مدتی دربازداشت بوده ، ازمسوولان حاضر( غیرازآنها که باید شب درجلسه شورای امنیت ملی شرکت کنند) درخواست می کند برای جلوگیری ازحمله دوباره شب درمسجد کوی همراه دانشجویان باشند. این پیشنهاد بافریاد الله اکبرتایید می گردد. درهمین حال بیرون کوی ، بقیه دانشجویان فارغ ازصحبتهای درون مسجد شیوه دیگری برای مبارزه دنبال می کنند. شعارهایشان امیرآباد را بلرزه آورده وجمعیتی را گردآورده اند.

اخبارساعت 9 شب تلویزیون برای اولین بارازحادثه خبرمی دهد . بااین جمله که درگیری دانشجویان ونیروهای انتظامی متاسفانه به داخل کوی هم کشیده شد. درتصاویرهم تابلوی شکسته بسیج دانشجویی کوی را نشان می دهد ودرنهایت صدای "وزیر کشور استعفا، استعفا " را پخش می کند! خشم بچه ها ازتلویزیون حد ندارد. گزارشگر صدا وسیما شانس آورده که دیگر میان بچه ها نیست. جالب آنکه اخبارساعت 10 و 30/10 دیگرخبررا پخش نمی کند.

شب ، آتش های بزرگ

بحث درمسجد کوی داغ داغ است. بیرون کوی بچه ها ازصد متری پایین درکوی تاصد متری بالای آن را تحت تصرف دارند . جلوترازآن ، محدوده طرف مقابل است . بچه ها با چوب و هرچیز دیگر که دستشان برسد درخیابان آتش های بزرگ به راه می اندازند ، پرتاب کوکتل مولوتف وگازاشک آور بین دو طرف ردو بدل می شود . سرودهای ای ایران ، یاردبستانی و لاله درخون خفته چندین بارخیابان را اربالا تا پایین به همراه صف به هم پیوسته دانشجویان طی می کنند. یکی ازدانشچویان پیشنهاد می کند که باخواندن سرود کجایید ای شهیدان خدایی ، این سرود هم ازدست طرف مقابل بیرون آورده شود. پس ازچند لحطه فریاد کجایید ای سبکروحان عاشق درخیابان طنین اندازمی شود.

درجبهه مقابل نیروهای ضد شورش صف بسته به هیچ کس اجازه ورود وخروج نمی دهند . درکنارآنها شبه نطامی ها ایستاده اند وگاهی با دانشجویان درگیرمی شوند. پشت سرآنها عده ای ازبستگان دانشجویان ومردم با نگرانی وکنجکاوی ایستاده اند وهرشعاری که دانشجویان می دهند مردم تکرارمی کنند.

پس ازپرتاب هرکوکتل مولوتف دانشجویان ازبالای ساختمانها برای مردم دست تکان می دهند ومردم متقابلا آنها را تشویق می کنند وبه شدت ابرازاحساسات می نمایند. یکی ازلباس شخصی ها درجواب مردم می گوید:" اینها دانشجونیستن خانم ، اراذل واوباشن . اینها دانشگاه هم که می خوان برن با اپل میرند!" مردم مخفیانه پوزخند می زنند وبا امیدواری به دانشجویان ( که حالا برای آنها قهرمان شد ه اند ) می نگرند. مردم به دانشجویان غذا وشیرینی و... هم می رسانند. شعله های آتش ازوسط خیابان سربه فلک می کشند وافرادی که گازاشک آورخورده اند جلوی آتش برده می شوند تا دود تنفس کنند . خانم خبرنگارصبح امروز بچه ها را ترک نمی کند ، حتی روی دیوار!

سکوت خبری  حاکمیت واخبارتحریف شده رادیو تلویزیون به شایعات دامن می زند وموج نگرانی ها تا اعماق شهرها وروستاهای کشوررسوخ کرده است. هرازچند گاهی عده ای ازبچه ها خودرا به مرکزتلفن (خارج از کوی ) می رسانند تابا خانواده هایشان تماس بگیرند. یکی ازسلامتی خود خبرمی دهد وفردآن سوی خط را ( که گاهی ازتشویش ودلهره می گرید) آرام می کند. دیگری با هیجان ازفضای اینجا تعریف می کند وگوشی را به سمت شعارها وسرودها می گیرد تا صدا به آن طرف برسد. خیلی ها نگران هم اتاقی هایشان هستند که ازصبح پیدایشان نیست. گاهی هم خبرنگاری مشغول رساندن خبربه روزنامه است. هرچند وقت یکبار یک گازاشک آور جلوی مرکزتلفن انداخته می شود. ناگهان همه ازآنجا می گریزند وپس ازچند دقیقه دوباره برمی گردند. نیمه شب است مبارزات درخیابان و مذاکرات درمسجد ادامه دارد. حدود ساعت یک بعد ازنیمه شب شمس الواعظین (سردبیر نشاط) سخنرانی می کند با بچه ها همدردی می کند اما درادامه خط اصلاحات نحوه واکنش قانونمند را تشریح می کند: " بچه ها ! درمیدان خشونت ، زورتعیین کننده است نه حق" دانشجویان امااین سخن درست را درچارچوب فضای اصلاحات هدایت شده می بینند و براین باورند که کوتاه آمدن دربرابرستم باعث جری ترشدن آن می شود و اصولا کسانی که به خیابان آمدن را طرح می کنند نه درپی آشوب بلکه درفکرپیوند زدن جنبش دانشجویی ومردمی اند.

حدود ساعت 5/2 ناگهان نیروی انتظامی چندین گلوله گازاشک آورمستقیم به سوی دانشجویان شلیک می کنند . دانشجویان نیزهمزمان چندین کوکتل مولوتف به جمع آنهاونیزشبه نظامیان پرتاب می کنند .صدای تیرشنیده می شود وناگهان چند نفربه زمین می افتند وروی دست دانشجویان به داخل کوچه ها برده می شوند . یکی فریاد می زند : دانشجوی پزشکی ! یکی از انترن ها به داخل کوچه می دود . سروروی جوانی خونی است . گویانبض ندارد. اورا سوار ماشین می کنند تا به بیمارستان برسانند . درخانه دیگری انترنی سرگرم آتل بندی زانوی ترکش خورده مجروحی است که گلوله گازاشک آوربه پایش اصابت کرده است مدتی می گذرد واوضاع کمی آرام می شود . دراین میان یکی ازافسران نیروی انتظامی که خود را هاشمی معرفی می کند وجوانی که یک سررسید دردست دارد نقش میانجی رامیان دانشجویان وپلیس ضد شورش وگروه مهاجمان برعهده می گیرند ومدام بین دوطرف نزاع می روند. آنها به دانشجویان می گویند: انصارپنجاه مترعقب رفته اند تورا به خدا ده مترعقب بروید وحسن نیت نشان دهید. دانشجویی اعتراض می کند :"مگردعوای بالا ده وپایین ده است آنها چه کاره اند ؟ " هاشمی دیگران راقسم می دهد که عقب بروند و... سرانجام تلا ش آنها ازآن طرف وشمس وتاج زاده ازاین طرف موثرمی افتد.

حدود 4 صبح بالاخره نیروهای ضد شورش و شبه نظامیان عقب نشینی کرده محل را ترک می کنند . بچه ها آرام و خسته با احساس پیروزی به داخل کوی برمی گردند. بعضی مسوولان درکنارآنها درمسجد کوی خوابیده اند ، آرامش نسبی برکوی حاکم است . خبرمی رسد که فردا 10 صبح قراراست جلوی درب اصلی دانشگاه تحصن کنند بعضی کابوس دیشب وبعضی خواب فردا رامی بینند. عده ای نیز تاصبح جلوی درب کشیک می دهند تا حمله تکرارنشود.

 

 

ققنوس آزادی ۸

صبح شنبه 19 تیر

( درادامه دستنوشته هایی که دانشجویان ازحوادث تلخ 18 تیر ارسال کرده بودند امروزبخش دیگرازاین تاریخ خون واشک وآتش راباهم ورق می زنیم. بایادآوری مجدد این نکته که اهمیت این بازخوانی در آن است که  تحلیل واقعی تر ازهرماجرا درگرو آشنایی درست با سیرحوادث است به این دلیل درکنارگزارش هایی که درقالب کتاب ، مجله وگزارش های رسمی حکومت ازاین ماجرا منتشرشده وطبعا خالی ازمصلحت اندیشی نبوده جای گزارشی اززبان دانشجویان حاضردرمتن آن حادثه خالی بود واین تلاش کوششی دراین راستاست.)

صبح شنبه دردانشگاه بچه ها بهت زده دردسته های سه – چهار نفره مشغول خواند ن روزنامه و صحبت کردن درمورد واقعه هستند . حتی دانشجویانی که دخالتی دراین امور نمی کردند این بار حداقل با لغو امتحانات متوجه اهمیت ماجرا شد ه اند .هرآن خبرجدیدی ازروزنامه ها یابازارداغ شایعات می رسد، اندک امید به این که کسی کشته نشده باشد ازبین می رود  و عده ای تازه متوجه شده اند که حمله اصلی حدود 5/4 صبح وقتی بچه ها درخواب یا درحال اقامه نمازبوده اند اتفاق افتاده است. بچه ها ی اورژانس بیمارستان شریعتی وامام می گویند که وضع مجروحان وخیم بوده  بااین وجود بعضی ازآنها حتی با سرشکافته ازترس نیروهای امنیتی که مجروحان راازاین بیمارستان ها به بیمارستانهای نیروی انتظامی منتقل می کردند ، ازبیمارستان گریخته اند . شرکت درتجمع واعتراض به پایمال شدن حقوق مسلم دانشجویان ( حق برگزاری تجمع آرام – اصل مصرح قانون اساسی حاکم- آزادی بیان وحتی حق بقا)حداقل کاری است که به حکم دانشجوبودن می شود انجام داد . هرچند ازهمان آغازخطرحمله مجدد نیروی انتظامی و سوء استفاده جریان های حکومتی احساس می شود.

ساعت 10 صبح حدود چهل – پنجاه نفرجلوی دانشکده فنی جمع می شوند درحال شعاردادن به سمت پایین حرکت می کنند ، جمع بتدریج بزرگترمی شود . دانشجویان برافروخته وعزادارباشعارهای " عزا، عزاست امروز، روزعزاست امروز- دانشجوی آزاده ، صاحب عزاست امروز.(...) (...) پاسخگو، پاسخگو- خاتمی ، خاتمی ، اقتدار، اقتدار- لطفیان ( ...) باید گردد. " حرکت می کنند . مقابل هردانشکده چند لحظه توقف می کنند وخطاب به دانشجویان جمع شده درمقابل دانشکده شعارمی دهند ." دانشجو بپا خیز، ازحرمتت دفاع کن"

عد ه ای به جمع می پیوندند وعده ای تماشا می کنند. دانشگاه را دوباردورمی زنند. حدود ساعت 11 به سردرمی رسند وباجمعیت چند هزارنفری داخل وخارج دانشگاه روبرو می شوند. بچه هایی که درکوی دانشگاه بوده اند ( بعضی با صورت پوشیده ) وقایع را برای جمعیت تعریف می کنند . سخرانی ها وشعارها ونوحه سرایی ها بالامی گیرند. شعارهایی چون " نیروی انتظامی تسلیت ، تسلیت – دانشجو می رزمد ، انحصار می لرزد – چوب ، چماق وچاقو دیگراثرندارد (... ) بجزخودکشی راه دیگرندارد- توپ ، تانک، مسلسل دیگراثرندارد- به مادرم بگویید دیگرپسرندارد- می کشم ، می کشم ، آنکه برادرم کشت" و....

دکترخلیلی عراقی (رییس دانشگاه تهران ) طی سخنرانی خود بیانیه هیات رییسه دانشگاه تهران را می خواند . هیات رییسه ادامه کارخودرا منوط به اعاده حیثیت دانشجوو دانشگاه ، آزادی کلیه دانشجویان دستگیرشده ، معرفی وبرکناری فوری فرمانده نیروی انتظامی که درحمله به کوی دانشگاه دست داشته است و... اعلام می کند. دکترنجفقلی حبیبی (رییس دانشگاه علامه طباطبایی) استعفای دسته جمعی  روسای دانشگاه های تهران را اعلام می کند. دانشجویان ازاین حرکت با شعار" استاد انقلابی تشکر، تشکر" استقبال می کنند. متن استعفای دکترمعین خوانده می شود وی این حادثه را حرکتی مشکوک برای به آشوب کشاندن جامعه درجهت مقابله با روند توسعه سیاسی توصیف می کند. ابوترابی ( نماینده ولی فقیه دردانشگاه تهران ) شروع به صحبت می کند ولی به محض اشاره به دست داشتن استکبارجهانی ، با اعتراض بچه ها روبرو می شود و موفق نمی شود سخنرانیش را به پایان برساند . تاحدود ساعت 1 به همین منوال می گذرد . هنگام پراکنده شدن بچه ها عد ه ای ازلباس شخصی های معروف به بچه ها حمله می کنند اما تعدادشان کم است وبا مقابله دانشجویان پا به فرارمی گذارند وآنقدرعجله می کنند که موتورشان را جا می گذارند و دانشجویان خشمگین آنرا به آتش می کشند.

درهمین حین دربعضی دانشکده ها ، گروه ها وتشکل های دانشجویی سعی درارزیابی اوضاع وشناسایی مصدومان یا کشته شدگان احتمالی دارند. بیشترمصدومان ومفقودان درساختمانهای 16 ، 17 – 14،15 –  و  22  ازدانشجویان دانشکده حقوق وعلوم سیاسی هستند وبه دلیل کثرت تعداد این افراد وعدم اطلاع رسانی صحیح مراکزدرمانی ونیزشایعات بی شماردرباره کشته شدگان ، کسب اطلاعات به خوبی صورت نمی گیرد. بچه ها تصمیم می گیرند مراسم را به صورت تحصن تا زمانی که شورای امنیت ( که درهمین زمان جلسه دارد) به خواسته هایشان پاسخ دهد ، ادامه دهند. برخی دانشجویان  نظیراعضای جبهه متحد دانشجویی خواستارراهپیمایی دانشجویان ازدانشگاه تا کوی هستند تاصدایشان به گوش مردم برسد اما برخی نظیراعضای تحکیم وحدت با اشاره به غیرقانونی اعلام شدن راهپیمایی ازدانشجویان می خواهند با اتوبوس هایی که به این منظورتدارک دیده اند بروند. درنهایت بخشی ازجمعیت با اتوبوس وبخشی دیگربه صورت راهپیمایی به سمت کوی حرکت می کنند.

ساعت 30/14 جمعیتی که ازصبح درتجمع مقابل درب اصلی دانشگاه تهران شرکت کرده پس ازطی مسیرخیابان کارگرشمالی (خیابان 18 تیر) اکنون به مقابل کوی دانشگاه رسیده که محل ادامه تحصن اعلام شده است. مقابل کوی ( درب اصلی تا پایین ) مملو ازدانشجویان ومردمی است که ازجمعه به آنها ملحق شده اند.

 

ققنوس آزادی۹

 

تظاهرات درخیابان

عده ای با فریاد به جمعیت پیشنهاد می کنند که برای آنکه صدای خود را به گوش مردم برسانند درخیابانها راهپیمایی کنند. کسانیکه کنترل  تریبون تجمع را دارند اعلام می کنند. راهپیمایی مجوزقانونی ندارد ودانشجویان باید ازاین کارخودداری کنند. اکثرافراد درپاسخ می گویند مگرحمله به کوی مجوزقانونی داشت؟؟ ضمن آنکه برخی تشکلهای دانشجویی اساسا برای راهپیمایی مسالمت آمیزوتجمعات سیاسی به لزوم وجود مجوزاعتقادی ندارند واین رابرخلاف قانون می دانند. درچنین شرایط ملتهبی یک نفردرمسجد کوی درحال سخنرانی درمورد شورای شهراست! واضح است که جمعیت تاب ماندن ندارند. عده ای ازمردم ودانشجویان داخل کوی به طورخود جوش به طرف پایین خیابان امیرآباد به راه می افتند. بعضی ها تلاش می کنند که جلوی این حرکت این گروه رابگیرند. درنتیجه تحکیم وحدتی ها درجلوی آنها زنجیرانسانی می سازند تامانع از حرکت آنها شوند . اما موج جمعیت فشارمی آوردواین زنجیرانسانی را پاره می کند. این کارچندین بارتاتقاطع جلال آل احمد تکرارمی شود  اما جمعیت حرکت کرده است، گویی سیلی است که متوقف کردن آن ممکن نیست.

شماری ازدانشجویان عضو تشکلهای موافق راهپیمایی هدایت جمع رابه عهده می گیرند. جمعیت باشعارهایی چون نیروی انتظامی ننگ به نیرنگ تو- برادردانشجو شهادتت مبارک – چراغ لاریجانی خاموش باید گردد- مرگ براستبداد- ای مردم آزاده حمایت ، حمایت . گاهی هم با خواند ن سرودهای ای ایران ، یاردبستانی و به لاله درخون خفته به تقاطع بزرگراه می رسند. رفت وآمد خودروها دردو سوی خیابان طبیعتا متوقف می شود . درآنجا تحکیمی ها باردیگر تلاش می کنند که جمعیت معترض را به کوی برگردانند اما ممکن نیست. جمعیت ازلابلای ماشین ها به طرف پایین خیابان حرکت می کنند . گروه هدایت کننده راهپیمایی تلاش می کنند زنجیری ازدانشجویان که صورتشان را پوشانیده اند درپیشاپیش جمعیت ایجاد کنند تا حرکت شکل منظمی داشته باشد.

شعارها تند ترازتجمعات معمول دانشجویان است . تعدادی موتورسواررهگذربا خواهش بچه ها همراه جمعیت می شوند وبرای خبرگرفتن ازمسیراعزام می شوند دهان به دهان درجمعیت پخش می شود که مقصد دانشگاه است . چرا که عده ای ازمردم آنجا تجمع کرده اند ومنتظر دانشجویانند . موتورسواران به آنجا اعزام می شوند تا خبری بیاورند . جمعیت پایین می آیند وبه مقابل درمسجد امیرروبروی پمپ بنزین امیرآباد می رسد. درآنجا ده بیست نفربا قیافه های خاص درمقابل مسجد ایستاده اند. وقتی که بخشی ازجمعیت با شعارها ازجلوی آنها عبورمی کنند ناگهان یک نفرشان فریاد می زنند مرگ برضد ولایت فقیه ، مرگ برمنافق و سعی می کند وارد جمعیت شود ، گویی منتظراست که به اوحمله شود. فرد مزبور40 ساله به نظرمی رسد همچنان با فریاد شعارهای تحریک کننده سر می دهد :"دانشجوی منافق..." وسرانجام چند نفرازمیان جمعیت سعی می کنند به او وهمراهانش حمله کنند اوگویی منتظر همین است... اما زنجیربچه ها ی انتظامات محکم وغیرقابل نفوذ است آنها سرانجام موفق می شوند جمعیت را بدون آنکه درگیری صورت گیرد ازجلوی مسجد عبور دهند وقصد اصلی نیزفقط عبوربوده است. راهپیمایی ادامه می یابد وجمعیت با مردمی که به آن می پیوندند مرتبا زیادترمی شود. نزدیکی تقاطع فاطمی موتورسوارها خبرمی آورند که جلوی دانشگاه پرازنیروی شبه نظامی ( لباس شخصی ها) است وآنها درآنجا با مردم حاضر مشغول بحث وجدلند  رفتن به آن سمت خطرناک است چراکه آنها به راحتی می توانند به بهانه غیرقانونی بودن راهپیمایی حمله کنند ومسلما ازاین سو هم جواب خواهند گرفت درنتیجه همه چیزبه آشوب کشیده خواهد شد. بنابراین باعنوان کردن حرکت به سوی وزارت کشور جمعیت به داخل خیابان فاطمی هدایت می شود. تعداد افراد لحظه به لحظه بیشتروبیشتر می شود. هیچگونه وسیله برای هماهنگ کردن شعارها دراختیارنیست. بعضی روی دوش دیگران می روند تا شعارهایی سردهند که جمعیت بتواند وحدت نسبی درشعارها داشته باشد. پیشاپیش جمعیت تنها یک پرچم وجود دارد که دانشجویان را به متحد شدن فرامی خواند. افراد صف مقدم اکثرا صورتشان را پوشانده اند تا شناخته نشوند درتمام طول مسیر وبعد ازآن جمعیت ازمردم می خواهد که به آنها ملحق شوند . بعضی مردم بین جمعیت آب وشربت پخش می کنند وبسیاری ازرهگذران حداقل لحظاتی باشعارها همراه می شوند . بعضی هم با دیدن صف دانشجویان اشک می ریزند.

 نگرانی دانشجویان بخصوص هدایت کنندگان راهپیمایی آن است که آشوب وتخریبی به پانشود تا بهانه بدست حکومتی ها بدهد. بخش اصلی جمعیت درمیدان فاطمی جمع می شوند. دراین هنگام پلاکاردی درمیان جمعیت می گردد."مقصد ما ریاست جمهوری " این عبارتی است که برپلاکارد نوشته شده وهمه رابه حرکت درمی آورد. جمعیت به طرف خیابان ولی عصر می ریزدو به سمت پایین به حرکت درمی آید. بچه ها ی انتظامات سعی می کنند جمعیت را به سمت راست خیابان ( که خط ویژه اتوبوسرانی است) بکشند تا تمام خیابان اشغال نشود .  کوچکترین حمله به اموال عمومی یا شخصی صورت نمی گیرد. راهپیمایی به صورت آرام است. جمعیت همچنان لحطه به لحظه افزونتر می شود. خبرنگاربی بی سی که به همراه جمعیت است مستقیما برای بخش فارسی زبان این رادیو گزارش تهیه می کند تعداد افراد را 20000 نفر ذکر می کند اما براساس  بعضی تخمینها جمعیت  تا 35000 نفرهم برآورد می شود. درخیابان ولی عصردریکی ازکوچه ها یک مینی بوس نیروی انتظامی توقف کرده است . دانشجویان انتظامات بادیدن آن پیشاپیش زنجیری درمقابل آن کوچه قرارداده تا همه را به سمت پایین هدایت کنند درابتدا موفقند اما سرانجام فشارراهپیمایان زنجیررا می گسلد و جمعیت بسوی مینی بوس هجوم می آورند ، خوشبختانه راننده به سرعت مینی بوس را حرکت می دهد و آن را ازتیررس جمعیت دورمی کند. این باربه خیرگذشت . موتورسوران خبر می آورند که پایین ترازمیدان ولی عصر جمعیتی موتورسوار که به نظرمی رسد ازگروه فشارباشند منتظرجمعیتند . راهپیمایی درحال نزدیک شدن به میدان ولی عصر است. یک بلند گوی دستی ( که معلوم نیست ازکجا ) به دست بچه ها می رسد یکی با بلند گو فریاد می زند که " دانشجویان درکوی تنهایند وممکن است مورد هجوم قرارگیرند ما می رویم تا ازمسیربلوارکشاورزوخیابان کارگر(18 تیر) درمشهد الشهدای – کوی دانشگاه – به دانشجویان داغدارملحق شویم" جمعیت تبعیت می کند وبه داخل بلوار می رود...

 

 
ققنوس آزادی۱۰
 

موج محکومیت حمله به کوی

ازاینجا به بعد زنجیردانشجویی دربرابرهرکوچه وخیابان سرراه کشیده می شود تا جمعیت ازمسیرمستقیم منحرف نگردد جالب است جمعیت آن قدرمبادی آداب است که حتی وارد محوطه گلکاری شده میدان ولی عصر نمی شود ! مسیربلوارنیزبه سلامت طی می شود، تنها درمقابل ساختمان بنیاد مستضعفان جمعیت توقف می کند وشعارهایی علبه بناید ورییس آن رفیق دوست سرمی دهد . خوشبختانه به هیچ عنوان نیروی انتظامی سرراه ، خودرانشان نمی دهد. راهپیمایان به تقاطع بلواروخیابان کارگرمی رسد وپس ازآن که چند خبرضد ونقیض دیگردرمورد وجود نیروی انتظامی وضد شورش درطول مسیربه بچه های پیشاپیش جمعیت می رسد، سرانجام خبرموثق می آید که نیروی ضد شورش دور شده و مسیرکاملا خالی است. خوشبختانه هیچگونه آشوب وتخریبی درتمام طول راه اتقاق نیفتاده است.

درساعت 10 شب جمعیت به مقابل کوی می رسد وبه چمعیتی که درآنجا حضوردارد وشعارمی دهد ملحق می شود. مانند دیشب درمسجد کوی عده ای آمده اند که مشغول سخنرانی وپرسش وپاسخ هستند . این بارآقای کروبی پشت تریبون قرار دارد .اما بیشترجمعیت درمقابل سردرکوی تجمع کرده اند وتریبون آزاد برقراراست. بازبحث اصلی همان ماندن یا رفتن است.

ساعت 12 اولین عنوان خبر، بیانیه شماره یک شورای عالی امنیت ملی است که درسکوت جمعیت درفضای خیابان 18 تیر(کارگرشمالی )  می پیچد . شورای امنیت ضمن محکوم کردن شدیدالحن حمله به کوی وقول مساعد درمورد پیگیری کامل جریان ، خبرازبرکناری وتوبیخ افسران فرمانده حمله نیروی انتظامی وبرخورد قاطع با پدیده گروه های فشار می دهد.

این نخستین باری است که عبارت " گروه های فشار" درادبیات سیاسی ایران درچنین سطحی به کاربرده می شود ودربیانیه عالی ترین مرجع امنیتی کشور مورد محکومیت قرارمی گیرد . بااین حال به نظرجمعیت مقابل کوی بیانیه شورا کافی نیست . لذا باخوانده شدن آخرین بند بیانیه فریاد اعتراض جمع برمی خیزد ، ازجمله چهره هایی که امشب درمیان دانشجویان دیده می شوند  می توان به اعظم طالقانی ، ابراهیم نبوی ، عباس عبدی ، هاشم آقاجری و... اشاره کرد. با گذشتن ازنیمه شب جمعیت مقابل کوی به تدریج پراکنده می شود. عده ای دیگربه صف مدافعانی می پیوندند که درشمال وجنوب خیابان کارگر با چهره های پوشیده مستقرند. درگیری های پراکنده بین مهاجمان و دانشجویان تاپاسی ازشب ادامه می یابد ودراین میان 7 نفرازمهاجمان دستگیروتحویل وزارت کشور می شوند . ازنیروی انتظامی هیچ خبری نیست.

تحصن واعتراض فردا هم ادامه خواهد یافت . آیا دانشجویان به خواسته های خود خواهند رسید؟ باید رفت ودید.

یکشنبه 20 تیر

مقابل کوی دانشگاه عده زیادی ازدانشجویان ، خانواده آنها ومردم جمع شده اند . گروههای مختلف ازسایردانشگاههای تهران وشهرستانها با شعارهای "عزا ، عزاست امروز، روزعزاست امروز- دانشجوی آزاده صاحب عزاست امروز" سرمی رسند. روزنامه ها وبیانیه های تشکلها دست به دست می گردند ازنظردانشجویان بیانیه شماره یک شورای امنیت ملی مبهم وناکافی است. درمقابل ، بیانیه نیروی انتظامی صراحتا دانشجویان را مسبب شروع درگیری وحمله به نیروی انتظامی معرفی کرده است !ازروحانیون آقایان اردبیلی وصانعی جنایت بی سابقه حمله به کوی رامحکوم کرده اند . موج بی سابقه ای ازمحکومیت این حمله ازسوی تمامی تشکلهای دانشجویی ایجاد شده است واحزاب وگروههای سیاسی مختلف نیزبا شدید ترین لحن این حادثه هولناک رامحکوم کرده اند . شورای شهرتهران ضمن محکوم کردن حادثه ، هیاتی رامامورپیگیری قضایا کرده است. نام شورای نمایندگان رهبری دردانشگاه ها وکمیسیون حقوق بشراسلامی نیزدرزمره محکوم کنندگان حمله به کوی دیده می شوند.

بلند گوها جمعیت رابه داخل کوی دعوت می کنند . زمزمه حرکت به سوی دانشگاه درجمعیت می پیچد. سرانجام با تلاش طرفداران ماندن درکوی جمعیت زیادی داخل محوطه می آیند گروهی درمقابل درکوی حلقه درست می کنند تا جمعیت خارج نشود . جمیعت ازدرخوابگاه تا مسافتی داخل محوطه دوشادوش حرکت می کنند ، شعارمی دهند وسرود می خوانند . هنوزجو ملتهب حکمفرماست. کنترل کنند گان تریبون برای حفظ دانشجویان درداخل کوی برنامه ها رااینگونه اعلام می کنند: " با شورای امنیت ملی مذاکره شده اگرتاامروزساعت 5 بعدازظهربه خواسته های ما جواب ندهند ازکوی خارج می شویم تا آن موقع ( ساعت 5 ) تریبون آزاد وچند سخنرانی( ازجمله سخنرانی عبداله نوری ) برگزارخواهد شد.

طرفداران راهپیمایی وطرفداران ماندن درکوی هرکدام نمایندگانی پشت تریبون می فرستند. طرفداران راهپیمایی می گویند: داخل کوی صدای ما به هیچ کس نمی رسد ومردم دلیل واقعی تجمع وخواسته های ما رانمی دانند . نیروی انتظامی دانشجویان را به شروع درگیری متهم کرده ، صدا وسیما سکوت کرده وبرنامه همزیستی موش وگربه درتایلند را به اخبارمهم کوی ترجیح داده است.اگرهمین گونه بگذرد مردم ازواقعیت ها بی خبر می مانند ، ما هم به خواسته هایمان نمی رسیم.

طرفداران ماندن درکوی می گویند : عاملان این فاجعه توطئه کرده اند . قصد آنها به آشوب کشیدن تحصن است .یک بهانه کوچک ، شکستن شیشه های یک بانک یا به آتش کشیدن یک پمپ بنزین توسط نفوذی ها کافی است تا حرکت دانشجویی به آشوب بدل شود وبهانه سرکوب وحتی کودتا به دست آنان بدهد .

زمزمه هایی هم دربین جمعیت است که ازبازی استقلال- پرسپولیس برای حرکت گسترده تردرسطح شهر استفاده شود. واین به همان اندازه که برای طرفداران راهپیمایی یک فرصت است برای مخالفان یک تهدید ومایه نگرانی . عده ای می گویند دانشجویان خشمگین ازتشکیلات وسازماندهی غفلت می ورزند . عده ای به تشکلهای موجود نظیرتحکیم وحدت بادیده بی اعتنایی می نگرند وبحث ساخت وپاخت با جناح  اصلاح طلب حکومت مطرح می شود واینکه تمام سخنرانان ازاین طیف بوده وبه عناصرمستقل ودیگرتشکلهای دانشجویی فرصت ابرازنظرنمی دهند معترضند.

 

 

ققنوس آزادی ۱۱

 

تدوام حمایت ها ازدانشجویان وسکوت مسوولین

اولین سخنران روزیکشنبه عبداله نوری ، رییس شورای شهرتهران است. او تلاش می کند درسخنان خود طرح کلی تری ازبرنامه های انحصارطلبان راترسیم کند وفاجعه اخیررا دنباله سایرکارشکنی هابرای دولت خاتمی قراردهد. ولی این سخنان ارتباطی مستقیمی به اوضاع فعلی و شرایط دانشجویان ندارد وراه حل ورهنمودی ارائه نمی دهد. پس ازسخنان نوری ، تریبون آزاد ادامه پیدا می کند وبحث دوگروه طرفداران راهپیمایی درخبابانها وطرفداران تحصن داخل کوی  بالا می گیرد.

دراین اوضاع خبرازتریبون اعلام می شود :"قوه قضاییه شکایت هیات رییسه دانشگاه تهران ازنیروی انتظامی رانپذیرفته است"( البته این خبربعدا تکذیب می شود) خشم وهیجان باردیگرجمعیت رافرامی گیرد وشعارهایی دراعتراض به قوه قضاییه وریاست آن سرمی دهند. ساعت 30/13 گروهی که به وضوح سازمان یافته اند باشعارهایی تند ودعوت دانشجویان به تظاهرات خیابانی به نزدیک کوی می رسند وجعی ازدانشجویان به آنها می پیوندند ولی عده ای هم تلاش می کنند دانشجویان رابه داخل کوی برگردانند. ازگروه اولیه تنها 200-100 نفرمی مانند که درحوالی چهارراه امیرآباد جمع می شوند . درهمین حال یک خودروی نیروی انتظامی که درترافیک سنگین بزرگراه جلال آل احمد گرفتارشده است بی خبرازهمه جا به جمعیت خشمگین نزدیک می شود. دانشجویان خشم آلود به سمت ماشین حمله می کنند ودریک چشم به هم زدن خودرو به محاصره جمع درمی آید ولی با پیچیدن صدای شلیک یک گلوله هوایی جمعیت متفرق می شود.

داخل کوی نیزبحث چگونگی ادامه تجمع درحلقه های چند نفری دنبال می شود، کم کم این زمزمه به گوش می رسد که مهلت دانشجویان ازساعت 5 بعد ازظهر به ساعت 3 بعدازظهرتغییریافته است. ازطرفی دیگرساعت30/2 بعد ازظهرعزت اله سحابی برای جمعیت سخنرانی می کند وبرنکته ای که درسخنان تمام اصلاح طلبان به گوش می خورد پافشاری می کند." دانشجویان باید بادقت شرایط جامعه رادرنظرداشته باشند وبه مطالبه خواستهای خود درعین حفظ آرامش بپردازند." ولی این دعوت به حفظ آرامش ازسوی سخنران درمیان همهمه خروج ازکوی وراهپیمایی دانشجویان که حالا خیلی بالا گرفته گم می شود وحتی سخنان سحابی چندین بارقطع می گردد. این بارازتریبون خبرمی رسد که نیروی انتظامی درحال آماده باش ودستورتیردارند ودرتمام مسیرهای راهپیمایی مستقرشد ه اند . بالاخره این تمهیدات موثرافتاده منجربه پذیرش پیشنهاد ماندن  درکوی می شود واصلاح طلبان نفسی به راحتی می کشند.

ساعت 4 بعد ازظهرنوبت به اکبرگنجی می رسد. وی درتشریح شرایط مدرن می گوید دراین شرایط انسان برایده ارجح دانسته می شود وازدست رفتن جان انسان برای تحقق یک ایده توجیه پذیرنیست. با این استدلال وی نیزدانشجویان را به حفظ آرامش دعوت می کند ومی گوید : مطالبه خواستهای رادیکال اشکال ندارد، چیزی که اشکال دارد به کاربردن روشهای رادیکال برای آن مطالبات است. ( معلوم نیست وقتی که بعدها گنجی خود درشرایط انسداد کامل سیاسی درزندان دست  به اعتصاب غذا زد ودراین روش تا مرزازکف دادن جان پیش رفت آیا درتئوری سابق خود ونصیحت به دانشجویان تجدید نظرنموده بود وآیا اکنون که پس ازآزادی اززندان وعده سخن گفتن درآینده نامعلوم می دهد بازبرهمان عقیده است یا درشرف تجدید نظرمکررنظریات زمان اصلاح طلبی اش) خبرمی رسد که علی اکبرمحتشمی وهادی خامنه ای برای بازدید ازکوی آمده اند. تریبون آزاد ادامه پیدا می کند ودرساعت 30/20 دکترمعین وزیرفرهنگ وآموزش عالی برای دانشجویان صحبت می کند وازآنها می خواهد که اورامانند یکی ازخودشان قلمداد کنند وباورداشته باشند که خواست قلبی او رسیدگی وریشه یابی مشکلات و مسایل آنهااز جمله فاجعه کوی دانشگاه است. هرچند لوازم آنرا ندارد. دکترمعین به رد استعفای خود ازطرف رییس جمهوراشاره وبه دانشجویان پیشنهاد می کند که نمایندگانی تعیین کنند تا خواستهای آنان را به مقامات مسوول منعکس کنند. درحدود ساعت 21 دانشجویان به اقامه نمازدرمسجد دعوت می شوند.

دکترحبیب اله پیمان درحلقه کوچکی ازدانشجویان سرگرم صحبت است عده ای ازدانشجویان ازسخنان او استقبال می کنند وازوی دعوت می کنند تاپشت تریبون سخنرانی کند ولی همانند برخوردی که با دانشجویان تشکلهای مستقل گردید تریبون را دراختیاروی نیزقرارنمی دهند.

ساعت 23 عد ه ای ازدانشجویان دانشگاه های شیراز، اهواز، اصفهان ، مشهد و چند شهردیگر به جمع متحصنان ملحق می شوند  اکنون جمعیت انبوهی ازدانشجویان ومردم درخارج کوی اجتماع کرده اند. درداخل کوی نیز پرسش وپاسخ ازدکترمعین ادامه دارد وپرسشها درمورد عدم موضعگیری رهبری نسبت به ماجراست. دکترمعین قول می دهد نظربچه ها را منتقل کند.

پس ازسخنرانی امین زاده معاون وزارت خارجه ساعت حدود 30/1 بعد ازنیمه شب جلسه ختم می شود ولی بحثهای پراکنده دانشجویان وصحبتهای افرادی نظیرهاشم آغاجری و... ادامه دارد. یکشنبه شب تمام دانشجویان چه آنها که خوابگاه راترک می کنند وچه آنهایی که شب را درآنجا می مانند احساس دوگانه دارند. حمایت لفظی جمعی ازمردان سیاست ازآنهاتاحدودی مایه امیدواری است اما ازسویی سکوت سنگین بربعضی دیگرکه مسوولیت مستقیم تری درقبال این مساله دارند حکمفرماست. فردا درتحصن استادان درمسجد دانشگاه چه خواهد شد؟ آیا اظهارات رهبری را خواهند شنید ؟ آیا رییس جمهور سکوت خودرا خواهد شکست ؟ وپرسشهای دیگر...

 

 

 

 

 

دوشنبه 21 تیر

موج محکومیت حمله به کوی دیروزودیشب همچنان ادامه داشته است. دفترتحکیم وحدت خواسته های خودرا در4ماده برکناری تیمسارلطفیان – محاکمه مهاجمان به کوی ، عذرخواهی ازدانشجویان وتفویض اختیارنیروی انتظامی به وزارت کشور خلاصه نمود.

جبهه متحد دانشجویی با صدوربیانیه ای 14 ماده ای علاوه برموارد فوق آزادی زندانیان سیاسی ، ملی کردن بنیاد مستضعفان ، برکناری لاریجانی ازریاست صدا وسیما ، عزل ریاست قوه قضاییه ، رفع توقیف ازمطبوعات توقیف شده ، انتشاراعترافات سعید امامی (اسلامی ) ، محاکمه علنی قاتلان ومفتیان قتلهای سیاسی و... را نیزدرشمارخواستهای خود مطرح کرد. ازدیدگاه این تشکل با توجه به وسعت هزینه ای که دانشگاه ودانشجویان دراین واقعه متحمل شده بود ند می بایست دامنه مطالبات نیز متناسب با آن باشد. و توجه به رویکرد وشعارهایی که پس ازاین قضایا دانشجویان به منصه ظهوررساندند متضمن این پیام بود که دیگرچارچوب اصلاحات ورفرم درون ساختاری پاسخگوی مطالبات آنان نیست وآنها نیازبه حرکتی ساختارشکن دارند. اکنون که قراراست دانشگاه تاوان ناتوانی اصلاح طلبان درپیشبرد حرکت آزادیخواهی ملت را پس دهد همان به که دانشجویان به هدایت این جریان قدم نهند.

دانشجویان متحصن درکوی دانشگاه تقریبا تمامی دیشب را به بحث وتبادل نظرپیرامون حوادث این چند روزگذرانده اند وبسیاری براین باورند که ادامه تحصن درکوی به دلیل مداخله افراد غیردانشجو ونیزمحدودیتهای اطلاع رسانی به صلاح نیست پس بهتراست تحصن دانشجویی با تاکید برحوادث کوی دانشگاه به شکلی نمادین درمحل داشگاه انجام گیرد به هرحال زمینه اجرای این نظربا اعلام تحصن اعضای هیات علمی دانشگاه تهران درمسجد دانشگاه درروزدوشنبه فراهم می شود. ازساعات اولیه صبح دوشنبه دسته های دانشجویی ازنقاط مختلف شهربه طرف محل تجمع استادان که زمان شروع آن ساعت 10 مقررشده به راه می افتند که بعضا با سردادن شعارهایی ضمن دعوت مردم به حمایت حرکت دانشجویی ، اعتراض وانزجار خود را نسبت به حوادث به وجود آمده بیان می کنند. رفته رفته برانبوه جمعیت اطراف مسجد دانشگاه افزوده شد . مسجد دانشگاه به تدریج ازاستادان ، مسوولان دانشگاه ودانشجویان پرشد. دکترخلیلی عراقی رییس دانشگاه تهران اولین سخنران است . بالحنی که آکنده ازتاسف وتاثر مراتب همدلی وهمراهی اعضای هیات علمی دانشگاهها را به اطلاع دانشجویان می رساند وی دربخشی ازسخنان خود درفاجعه کوی دانشگاه رابی سابقه می خواند و می گوید :" مگرنه این که دانشجویان آگاه ترین ، پویاترین ، سخت کوش ترین وحساس ترین گروه درجامعه نسبت به مسایل اجتماعی می باشند ، پس این چه رفتاری است که با آنها روا داشته اید؟ تعدادی  را با لباس خواب دستگیر کرده اند . این چه معنی دارد. من درتمام این مدت چند روزتا آنجا که ازدستم برآمده وازهیچ کوششی برای کمک به دانشجویان ، ازصحبت با مسوولان تااقدامات دیگرفروگذارنکرده ام . هرچند که بگویید بسیارناتوان وکوچک عمل کرده ام ."

پس ازوی یکی ازاستادان به نمایندگی ازاعضای هیات علمی داشگاه این واقعه تلخ رامحکوم کرد وبه همراهی استادان با دانشجویان درپیگیری مساله کوی دانشگاه تاکید ورزید . دراین دقایق شبستان مسجد مالامال ازجمعیتی شده بود که هرازچند گاه باسردادن شعارهای مختلف ، مراسم تحصن راتحت تاثیرقرارمی داد . شعارهای" دانشجو، دانشجو – اتحاد ، اتحاد" ، " عزا، عزاست امروز- روزعزاست امروز، دانشجوی آزاده صاحب عزاست امروز" و سرود " ای ایران" مرتبا ازطرف جمع حاضر خوانده می شد. درادامه مراسم یکی ازاعضای دفترتحکیم قرائت متن سخنان رهبری  راکه امروزصبح ادا شده بودآغازمی کند ولی با شعارهای دانشجویان ازادامه آن بازمی ماند. چند نفرازدانشجویان مستقل شروع به سخنرانی کردند بحث برسرماندن ورفتن داغ است به نظرمی رسد هیچیک نمی توانند همه خواستها ی افراد حاضررابرآورده سازند ... فرارسیدن ظهرمنجربه پایان دادن مراسم می گردد.

ازوقایع قابل ذکراین دقایق مجروح شدن یکی ازدانشجویان دراثزانفجارخرج خمپاره جنگی است که به گفته شاهدان عینی ازداخل یک پیکان درحال عبورازجلوی دانشکده فنی به طرف جمعیت پرتاب می شود وسپس ماشین مذکور به سرعت ازدرشرقی دانشگاه خارج می شود . جالب آن که بعدا یک سرنگ که گویا ازجانب مهاجمان درپای مجروح حادثه فرورفته درپای او که بیهوش شده است کشف می شود؟!

گروهی ازدانشجویان با سردادن شعاربه طرف درجنوبی دانشگاه حرکت می کنند ودررا که طی تحصن روزهای قبل آسیب دیده ازجا می کنند وازدانشگاه خارج می شوند . آنها درحالی که دانشجویان حاضررابه حرکت به داخل خیابان فرامی خوانند به طرف میدان ولی عصربه راه می افتند. این عده که  به هزارتن تخمین زده می شوند به نظر می رسد عمدتا ازتشکلهای مستقل دانشجویی باشند . درمیدان ولی عصرنیروی انتظامی راهپیمایی راغیرقانونی اعلام نموده  وبا دانشجویان درگیرمی شوند . دانشجویان با پرتاب سنگ به گازاشک آوروشلیک هوایی پاسخ می دهند . پلیس با بستن خیابانهای اطراف مردم محل را متفرق وتعدادی ازتظاهرکنندگان را بازداشت می کند . درجریان این ماجرا یک دستگاه خودروی نیروی انتظامی که درمیدان ولی عصرپارک شده است توسط عد ه ای  به آتش کشیده می شود که این اقدام با مخالفت راهپیمایان مواجه می شود.

درهمین هنگام درمسجد دانشگاه بلند گو اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاههای مختلف را به جلسه اضطراری برای تصمیم گیری درمورد چگونگی ادامه تحصن دردانشگاه فرا می خواند .

درجریان تریبون آزاد سرانجام پس ازآنکه چند تن ازدانشجویان عملکرد تحکیم را قیم مابانه خواندند جمع خواستارتشکیل یک شورای مستقل دانشجویی می شود. دانشجویان دانشگاههای مختلف تهران که درمیان آنها تعدادی زیادی ازدانشجویان دانشگاههای شهرهای دیگر نیزحضوردارند برای رای گیری جهت انتخاب نمایندگانشان درشورای متحصنان درمحوطه دانشگاه پراکنده می شوند . اوضاع درداخل دانشگاه رو به آرامش می رود و دانشجویان خود را برای اقامت شبانه دردانشگاه آماده می کنند اما حوادثی که درغروب غم انگیزدوشنبه 21 تیراتفاق می افتد وتصمیماتی که مردم و دانشجویان ازآن بی خبرند سرانجام حرکت دانشجویی 18 تیررا که می رفت به جریان مردمی پیوند خورد به گونه ای تلخ وناگوارتغییرمی دهد

 

 

ققنوس آزادی ۱۳

 

ما رابه خاطربیاور!

با نزدیک شدن به ساعت 18 کم کم برتعداد پلیس ضد شورش که درمقابل درجنوبی دانشگاه صف آرایی می کنند افزوده می شود . درپشت سرایشان افرادی ملبس به پیراهن سفید وشلوارهای سیاه تیره درحالی که چوب وچماق وباتوم و سنگ دردست دارند درخیابانهای انقلاب و فخررازی (مقابل دانشگاه ) به چشم می خورند . دراین سو درپشت درجنوبی عده ای ازدانشجویان که درمیانشان به نظرمی رسد افراد غیردانشجونیزحضوردارند جمع شده اند. درهمین زمان عده ای ( همانها که درمیدان ولی عصر درگیرشده اند ) درحالی که تحت تعقیب نیروی انتظامی هستند به جمعیت پشت درب اصلی دانشگاه می پیوندند.

هنگامی که افراد جمع شده درپشت دردانشگاه شروع به خارج شدن ازدانشگاه می کنند . نیروهای پلیس ضد شورش به داخل دانشگاه گازاشک آورشلیک می کنند . دود غلیظ وخفه کننده گازاشک آورجمعیت رابه عقب می راند ومیدان رابرای پیراهن سفیدهای چماق دردست مهیا می کند . این افراد که هیچ مرجعی رسما مسوولیت آنهارا نپذیرفته به طرف دانشگاه هجوم می آورند وبا پرتاب سنگ وگازاشک آوربا دانشجویان درگیرمی شوند . پرتاب گازاشک آورکه برخلاف معمول به صورت مستقیم به سوی تجمع کنند گان شلیک می شود ادامه می یابد ودود ناشی ازآن هم به تدریج مناطق بیشتری ازدانشگاه رافرامی گیرد.

برای مقابله با گازخفه کننده دانشجویان مجبوربه سوزاندن هرچه بدستشان می آید( ازجمله اتاقک نگهبانی درجنوبی وموکت های نماز جمعه) می شوند. لحظه به لحظه برتعداد دانشجویانی که دراثرپرتاب گازاشک آورمصدوم ویا دراثردرگیری پیراهن سفیدها مجروح وزخمی شده اند افزوده می شود . این افراد به سرعت به دانشکده هنرهای زیبا انتقال داده می شوند وگروهی ازدانشجویان پزشکی وپزشکان داوطلب باامکانات محدود به مداوای آنان می پردازند. هیچ کس نخواهد توانست این فضای دهشتناک واین دقایق تلخ وخوفناک رابه دقت ترسیم کند. دانشگاه تهران درطول بیش ازنیم قرنی که ازعمرپرفرازونشیبش می گذرد بارها وقایعی این چنین رابه خود دیده است . اما بردانشجویانی که هیچگاه جزدرتاریخ با باواژه هایی چون باتوم وگازاشک آوروگروه فشارآشنایی نداشتند چه گذشت درشامگاه دوشنبه بیست ویکم تیرماه هزاروسیصد وهفتاد وهشت ؟ تمام دانشگاه ازدود وگازاشک آورپرشده است.(گزارش ارسالی دانشجویان ازوقایع 18 تیردراینجا پایان می یابد)

 

ما رابه خاطربیاور!

ما راکه تازه جوانانی بیست ودوساله بودیم

شورعشق درسینه داشتیم و

پیش ازآن که عاشق شویم

سینه برخاک سوده

مردیم.

ما رابه خاطربیاور!

ما راکه سینه سرخانی خنیاگربودیم وده به ده

نه درآسمان ونه درکوهسار

ونه برشاخسار

که دربازار

پیش ازآن که آوازه خوان شویم

برشاخه ای تکیده ازتکیه گاه خویش

جان واسپردیم

به خاطردارم پیامشان را،

سرنوشتشان را،

آری ...

وهمیشه درگذرگاه خاطرم درگذراست

آوازهای صامت سینه سرخان سینه برسیخ

وتجسد آرزوهای بیست ودوسالگان سینه برسنگ

وازتکراریادشان

شاید پیش ازآن که شاعرشوم

بیست ودوساله بمیرم

آمین...

(سروده شهید عزت ابراهیم نژاد)

 

 

 

 

 

ققنوس آزادی ۱۴

 

و... دانشجویان را تنها گذاشتند

 

یکی ازبیانیه هایی که روزهای یکشنبه ودوشنبه 20 و21 تیروسیعا تبلیغ شد اعلامیه ای ازجانب گروههای سیاسی اصلاح طلب دوم خردادی بود مبنی براینکه روزچهارشنبه دردانشگاه تهران درحمایت ازدانشجویان اجتماع خواهند کرد. امابا حوادث روزسه شنبه 22تیر که  فراخوان سازمان تبلیغات اسلامی برای راهپیمایی چهارشنبه 23 تیرنیزدرتکمیل آن چرخه حوادث منتشر می شود این مراسم دریک انفعال آشکارسیاسی لغو می گردد.

 18 تیرراازیک منظر باید ختمی برای اصلاحات خواند . چرا که پس ازاین واقعه جریان اصلاحات به رغم دردست داشتن بخشی ازقدرت حاکمه روبه افول نهاد و حتی بدست گرفتن کرسی های مجلس ششم بعنوان آخرین نهاد انتخابی قدرت که تاحدی درسایه مظلومیت این حادثه میسرگردید نتوانست کمکی به این جریان درپیشبرد خواستهای خود نماید وشاید این ازشگفتیهای سیاسی باشد که درزمانی که اصلاحات با دردست داشتن مجلس وریاست جمهوری ( دوقوه ازسه قوه حکومتی درکشورواکتساب همه نهادهای انتخابی) به ظرفیت حداکثری قدرت ممکن رسید دقیقا ازهمان زمان روبه حضیض نهاد ودرهمین برهه شعارانفعالی آرامش فعال رابرگزید. نتیجه این شعاربود که مجلس اصلاحات دربرابرقتل عام مطبوعات مستقل دم برنیاورد وحتی ازصلاحیت قانونی خود درخصوص اصلاحیه قانون مطبوعات دربرابرتصمیمات فراقانونی نتوانست استفاده کند وچه سود که همین مجلس درواپسین دقایق عمرش با تحصن دربرابر کنش های غیرقانونی بخواهد واکنش نشان دهد . ازهمین روست که می بینیم آرامش فعال حتی برای مدافعانش قانع کننده نبوده وچون برفی که تحت شعاع آفتاب ذوب شود دربرابرشعارمبارزه فعال جبهه متحد دانشجویی رنگ باخت وازدل اصلاحات ونهاد دانشجویی منتسب به آن شعارعبورازخاتمی (اصلاحات) سربرآورد. شاید بی راه نباشد که اگرادعا کنیم اصلاحات درجریان 18 تیرآخرین لطمه رابه جنبش دمکراسی خواهی مردم ایران وارد ساخت. درواقع پس ازدو خرداد 76 ، پاییز77 ورخ دادهای دیگری که هرکدام می توانست محرک مناسبی برای بهره گیری ازقدرت مردمی جهت عقب نشاندن اقتدارگرایان وخلع ید آنان ازساخت قدرت باشد این آخرین فرصت ممکن  هم برای استفاده ازنیروی ملت به واسطه مماشات جویی وعافیت طلبی سردمداران اصلاح طلبی به هدررفت وکسانیکه دغدغه ساختاریا حفظ جایگاه خود درپیکره قدرت راداشتند با سکوت و سعی درکنترل حرکت دانشجویی  دوران پردرد ورنج فرزندان ملت را با مماشات  گذراندند وتنها ثمره این هزینه ها برای مردم آن شد که نیروهایی که با توهم اصلاحات درون حکومتی پتانسیل آزادیخواهی ملت را به نابودی کشاندند سرانجام به بهای  پشت کردن مردم به آنان وسرخوردگی شماری دیگر ،  دریافتند که راه خود را ازاین مسیرممتازکنند وبدین ترتیب همان نهادهای دانشجویی که آنان گوش به فرمانش می خواستند با شعارهای نوین راه تازه ای آغازکردند وبه صف تحول گرایان پیوستند. افسوس که این رخ داد اندکی دیربه وقوع پیوست وزمانی درستی مشی تحول گرایی مشخص شد که خیل توده ها خسته و مایوس ازآنهمه تحمل هزینه ازمیدان مبارزه به زوایای  زندگی روزمره مشغول شدند .

ازقراین چنین برمی آید که پس ازروزدوشنبه نه تنها اقتدارگرایان بلکه اصلاح طلبان به این توافق رسیدند که برای جلوگیری ازوسعت یافتن اعتراضات وخارج شدن اوضاع ازکنترل جناحهای حاکم ماجرا خاتمه یابد و ازهمین رودرواقع ازروزسه شنبه 22تیر دانشجویان تنها شدند وحتی بیانیه ای که با عنوان دانشجویان مزدوربیگانه نیستند ازسوی اتحادیه دانشجویان ودانش آموختگان شامگاه روزدوشنبه انتشاریافت وبه موازات آن مصاحبه های اعضای این تشکل با رسانه های فارسی زبان بین المللی انجام گردید، خشم اصلاح طلبان رابیش ازاقتدارگرایان برافروخت چنانکه این خشم درمقاله یکی ازنویسندگان روزنامه صبح امروزنیزتجلی یافت.

 روز سه شنبه 22 تیر دانشگاه تهران بسته بود وحضورنیروهای ضد شورش دراطراف آن به وضوح مشاهده می شد. آخرین بازمانده دانشجویان که شماری ازآنها مصدوم بودند درساعات پایانی شب دوشنبه با آمبولانس ازدانشگاه خارج شده بودند.

درگیری ها وبه آتش کشیدن ها وآشوب که هرگزمورد تایید هیچ گروه دانشجویی نبود درنقاط مختلف شهربطورمشکوکی دامن زده می شد .خاتمی که درتمام این روزها ساکت بود دراین روزازصفحه تلویزیون با مردم حرف زد وعنوان کرد که هدف جریانی که بعد ازیکی دوروزازحادثه 18 تیرپیدا شد لطمه زدن به اصل نظام بود. وی همچنین خبرداد که عده ای ازدستگیرشدگان دانشجونیستند .!! وی که تاکنون درطول همه حوادث وجریانات این چند ساله ازنیروی مردم کمک نگرفت این باردرخواست خود ازمردم را اینگونه بیان کرد که :" ازملت شریف ایران خواهش می کنم هرچه بیشترازاین جریانات دورباشند تا دولت راحت تردراین زمینه عمل کند" دانشجویانی که ازنخستین ساعات حمله به کوی یکی ازدرخواستهایی که پیوسته تکرارمی کردند حضورخاتمی بود با اینگونه سخنان آخرین ضربه راازاصلاح طلبی حکومتی خوردند واینگونه بود که ازروزچهارشنبه 23تیروبا تظاهرات حکومتی درخیابانها سرکوب همه جانبه جنبش دانشجویی وارد مرحله تازه شد.

+ نوشته شده در  Fri 26 May 2006ساعت 1:16 AM  توسط آرسام